جالب است ۲
اهمیت فقه شیعه و رسمیت مذهب جعفری در افغانستانِ طالبانی

طالبان روز گذشته، حجت الاسلام شیخ حسین داد شریفی از علمای برجسته مقیم غرب کابل را در حوزه هجدهم شهر کابل به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و با او بسیار با توهین و دشنام برخورد کرده اند.
آقای شریفی زیر سایه حاکمیت طالبان زندگی می کرد؛ با حکومت و سیستم طالبان مشکلی نداشت. از او خطابه و نوشته ی مهمی که علیه طالبان باشد ندیده ایم. یک منبری بی آزار بود که مدام در مواعظ اش از اخلاق و رأفت اسلامی و تعلمیات دینی می گفت. با زبان ساده ی وطنی سخن می گفت و در غرب کابل جمعیت زیادی پای منبرش می نشستند.

با این وصف؛ چرا طالبان او را اینگونه مورد وهن قرار دادند؛ به نحوی که موجب اعتراضات گسترده کاربران شیعه و هزاره شده است؟
 آنطور که در گزارش ها دریافتیم؛ وی خطبه عقد ازدواج موقت زن و مردی را خوانده است. ازدواج موقت در فقه شیعه جایز است؛ این در فقه حنفی مرسوم نیست اما بعضا در کشورها و بین ملتهایی از مسلمانان حنفی، به انحاء دیگری، مشابه چنین عقدی وجود و جریان دارد.

نکاح مسیار، نکاح بنية الطلاق (ازدواج با نیت طلاق) و ازدواج های فندقی؛ مواردی از این نوع ازدواجها هستند. مثلا در نکاح بنية الطلاق، مرد با نیت طلاق، عقد دائم می‌کند، بدون اینکه مدت را هنگام عقد، ذکر کند. ازدواج‌های فندقی هم بیشتر در سفرهای خارجی برای مدت محدود بین زن و مردی اتفاق می‌افتد. اینها حداقل سه نامِ نکاحی هستند که در میان حوزه هایی از پیروان اهل سنت، مروَّج شده و تأیید فقهی برخی از فقهای اهل سنت را دارد. با این حال، همه اینگونه از ازدواج ها در میان شیعه و سنی، خیلی عام پسند نیست؛ اما بعضا جایز هست. باید گفت که ازدواج موقت در میان مردم شیعه نه عام پسند است و نه حرام است؛ همانگونه که نکاح مسیار در میان اهل سنت، فراگیر نیست اما حرام هم نیست.

به هرحال، همین حکم فقهی که از جمله فروعات احکام فقهی مربوط به ازدواج است؛ موجب خشم طالبان و اهانت به یک عالم دینی شیعه شده است. در برخی احکام مربوط به فروع دین مثلا احکام عبادی شامل نماز، روزه، حج، زکات و...؛ احکام حقوقی و خانواده مثل نکاح و طلاق و ارث و...؛ احکام مسائل مالی و مسائل نوین، مثل خدمات بانکی، پزشکی و ...؛ اختلافاتی میان فِرَق اسلامی وجود دارد که این اختلافات فقهی باید به رسمیت شناخته شوند.

اگر طالبان پای شان را در یک کفش کنند و عقاید خود و فهم خود از فقه را بر دیگران تحمیل کنند و کل دین را در احکام فقهی خلاصه کنند و آنانی را که با فقه طالبان همسان نیستند را بیرون از دایره اسلام بدانند؛ هم به مردم افغانستان زحمت خلق می کنند و هم خودشان مشکل پیدا خواهند کرد.

نظر به تصلّب طالبان، لازم است که شهروندان و مسلمانانِ غیرطالب شامل احناف و شیعیان، به طالبان بفهمانند که ممکن نیست در جوامع اسلامی تمامی مسائل فقهی کاملا یکسان باشند. تحمیل و تغییر آوردن در فقه و مذهب یک مسلمان، اقدام اشتباه و کار ناممکن است. لذا طالبان باید تعدد دیدگاههای فقهی را به رسمیت بشناسند. و باید بپذیرند که شیعیان نیز مانند احناف، مسائل فقهی و عبادی خود را به روش خودشان اجرا کنند.

اهمیت رسمیت مذهب جعفری آنجا دانسته می شود که ما به مسائل عبادی، فقهی و اعتقادی می رسیم. اگر طالب، تمایز و تکثر قواعد فقهی را نفهمد و نپذیرد، جامعه شیعه و علمای شیعه همیشه با همینگونه اهانت ها و تحمیلگری های طالبان باید مواجه بشوند. باید همیشه در نمازشان به ملای طالب اقتدا کنند، هبت الله را امیرالمؤمنین بدانند، اولوالامرشان را از پیامبر اسلام و امامان دین، به ملا و محتسب طالب، تغییر بدهند. دست از فرهنگ عاشورایی، برخی معارف دینی، مناسبت های مذهبی و عقائد امامیه بردارند. اگر نمی خواهند به دین طالبان درآیند باید برای رسمیت مذهب شیعه مبارزه کنند. اعتراض کردن های فیسبوکی، کافی نیست. آنجا که پای اهانت مذهبی و تحمیل عقیده در میان است نباید سکوت کرد. پای اعتقاد و حقانیت باید ایستاد.

مردم ما نباید به کمیسیون ها و بنگاههای شیعیِ طالبان اتکا کنند. کمیسیون های شیعی که در چوکات ادارات طالبانی فعالیت دارند، از اعتقادات مذهبی خود به نفع طالبان و امتیازاتِ طالبانی گذشته اند. آنها به امامت طالبان اقتدا می کنند و برای سلامتی امیرطالبان دعا می کنند. لذا مردم و علما و بزرگان جامعه ما خودشان باید از اعتقادات و از مذهب و از ارزش های فرهنگی خود دفاع کنند. کتک خوردنِ یک عالِم شیعه از طالبان صرفا یک زنگ خطر است. باید عُمق تهدید را دریافت.
 
حسینی مدنی- خبرگزاری جمهور
https://jomhornews.com/vdchqinzw23nwid.tft2.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار