ولایت بامیان از مراکز اصلی و بومی سکونت شیعیان است. مدتی قبل؛ مسئولان طالبان در این ولایت و برخی ولایت های دیگر؛ بر هزاران دانشجوی دانشگاهها تعهدنامه ای را تحمیل و امضا کردند که در بند ششم این تعهدنامه آمده بود: "اینکه مردم افغانستان در جماعت اهل السنت، پیرو مذهب امام اعظم ابوحنیفه رحمت الله هستند، پس من نیز از همین مذهب پیروی می کنم تا وحدت و اتفاق نگه داشته شود."
دانشجویان شیعه مذهب در دفاع از عقیده و مذهب شان با مسئولان محلی طالبان، استدلال کرده و تغییر مذهب شیعه جعفری به مذهب حنفیِ طالبان را لازم ندانسته اند. استدلال این دانشجویان شیعه که همه ی مذاهب اسلامی باید حق و آزادی خود را داشته باشند و سپردن تعهد کتبی و جبری توسط دانشجویان شیعه برای تغییر مذهب را باید از مواد تعهدنامه حذف نمایند، با پرخاشگری استادِ طالب و سپس تحریک احساسات مذهبیِ تعدادی از دانشجویان حنفی مذهب همراه شده و بحث اختلافیِ شیعه و سنی در دانشگاه بامیان مطرح شده است.
بعد از ساعتی، نیروهای طالبان به دانشگاه وارد شده و 12 نفر از دانشجویان شیعه مذهب را که از عقاید خود دفاع کرده و تعهدنامه ی پیروی از مذهب حنفی را امضا نکرده بودند را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهند به نحوی که مطابق گزارش خبرگزاری جمهور؛ حال سه نفر از این دانشجویان به دلیل شدت ضربات طالبان، وخیم می باشد.
گویا طالبان بعد از فتح کابل؛ رسالت دینی و ایمانی خود را دعوت از مسلمانها برای تغییر مذهب قرار داده اند. این جزم اندیشی توأم با یکدندگی طالبان، برای پیروان مذاهب اسلامی در افغانستان زحمت های زیادی خلق کرده و موجب کدورت خاطر مردم شده است.
قبل از ورود گلّه ی طالبان، شیعه و سنی افغانستان، نه مشکلی با یکدیگر داشتند، نه تکفیر می کردند و نه دعوت به تغییر مذهب داشته اند. تا قبل از اشغالگری طالبان؛ مردم ما از منظر اعتقادات دینی، اختلاف مذهبی نداشتند و اختلافات سیاسی شان را هم به مذهب ربط نمی دادند. همپذیری مذهبیِ مردم ما به حدی بود که وقتی هزاران تا زخمی و مصدومان حملات تروریستی و انتحاریِ همین طالبان؛ در شفاخانه ها بستری می شدند، مردم ما خون اهدا می کردند. خون شیعه و سنی بدون ملاحظاتِ مذهبی، به بدن های زخمیان شیعه و سنی تزریق می شد. هزاران شیعه و سنی، خون همدیگر در رگهای شان جاری می شد و جان دوباره می گرفتند.
حالا چهارسال شده که یک گلّه طالب؛ نان مردم شیعه را حرام و اعتقاد مردم شیعه را مردود می دانند و دغدغه شان شده است تفکیک و تعصب مذهبی، تکفیر شیعیان، تحمیل عقاید مذهبی و توزیع تعهدنامه ها برای تغییر مذهب جعفری به مذهب حنفی!
همین ها در قریه ها دعوتگر می فرستند و از مردم اسماعیلیه، سنّی سازی می کنند. همین ها شب و روزشان شده است تفکر بر اینکه چطور بتوانند مذهب خود را بر مردم شیعه تحمیل کنند.
بخشی از فشار طالبان بر شیعیان:
حضور شیعیان در ادارات دولتی در حداقل حالت ممکن است. وزارتخانه ها کمترین کارمندان شیعه را دارند، در ادارات محلی طالبان نیز با جذب شیعیان مشکل دارند. حتی در ولایات شیعه نشین نیز، این مردم در مناصب بالایی حضور ندارند.
همین تعداد کم کارمندان نیز مؤظف هستند به دروس فقهی و اعتقادی طالبان حاضر شوند و پشت سر ملای طالب، به شیوه طالبان نماز بگزارند.
در مدارس و دانشگاهها نیز فقط و عقاید طالبان تدریس می شود. در مدارس دینی طالبان نیز باورهای جزمگرای طالبان تدریس می شود؛ مطابق دیدگاه طالبان، مذهب شیعه جزو فرق ضالّه و حتی در مواردی هم مذهب شیعه صراحتا توسط طالبان خارج از دین اسلام معرفی می شود.
وجود کتب و منابع فقهی و تاریخی شیعیان در افغانستان مخصوصا کتب چاپ ایران، و حتی کتابهای دانشگاهی برای طالبان بسیار سخت و گران تمام می شود. بر همین مبنا آنها چاپ و توزیع کتب شیعی را در افغانستان بسیار سخت می گیرند و این منابع ارزشمند دینی-فرهنگی در ولایت های طالب نشین، بطور قاطع و اکید جمع آوری و امحا می شوند. انتشارات شیعی در افغانستان یا متوقف شده اند و یا به چاپ کتب درسی و کمک درسی و مضامین غیر دینی، غیر سیاسی می پردازند.
از رسانه های شیعی فعال در افغانستان هم تعداد بسیار معدود و محدودی مانده که برای نشر و پخش ارزش ها و معارف شیعی، آن آزادی عمل سابق را ندارند.
سلب آزادیِ فعالیت مذهبی، سلب آزادیِ برگزاری مراسم و مناسک مذهبی از دیگر فشارها علیه شیعیان است. برگزاری مجالس دعای هفتگی که در ایام و ساعات خاصی دایر می شود در مناطق زیادی، با اِعمال محدودیت از جانب طالبان مواجه است.
حضور سنگین استخباراتی طالبان همراه با تهدیدهای امنیتی و زورگویی های طالبانی در محلات شیعه نشین، فضای اختناق آوری بر مردم شیعه ایجاد کرده است. به موازات این فضای امنیتی، طالبان از میان شیعیان در رده های مختلف، مأمور و مزدور استخدام می کنند و این مسئله، خفقان بیشتری بر مردم شیعه ایجاد می کند. این ها در کنار خیلی موارد دیگر؛ فشار علیه شیعیان را بطور مستمر، حفظ می کند و طالبان در همین فضا ضمن حفظ تسلط مذهبی شان، ضمن تحمیل عقاید شان، ضمن تحمیل حضور فیزیکی ملاهای شان، به فکر تغییر مذهبی نیز افتاده اند.
امضای تعهد کتبی بر التزام به مذهب حنفی در برخی دانشگاهها مخصوصا در ولایت بامیان؛ در همین مسیر تحلیل می شود. همه این اشتیاق طالبان در یک مسیر و خطّ سیرِ مشخص و مُمتد؛ با هدف یکسان سازی های قومی-مذهبی صورت می پذیرند.