تعداد نظر۱
جالب است ۱
مبانی اشتباه ترامپ در تصمیم حمله به ایران

روز گذشته 4 می 2006 (14 ثور 1405) خلیج فارس آبستن حملات و تحرکات نظامی از جانب امریکا و ایران بود. ترامپ "پروژه آزادی" را برای گشودن تنگه هرمز به راه انداخت و ایران ضمن شلیک به ناوشکن های امریکایی؛ امارات متحده و میدان مفتی فجیره امارات را مورد هدف قرار داد. ناوگان امریکایی موفق نشد، کوره راه صادرات نفت از ورای تنگه هرمز نیز احتمالا قطع شد. امارات گوشمالی مختصر و پیام عمیقی از ایران دریافت کرد. فعلا امریکا سکوت کرده است. ترامپ ظاهرا آن جرأت سابق را برای حمله به ایران ندارد. اگر ترامپ و متحدانش در این حالت دست بالا را می داشتند یقینا جنگ فراگیر، مجدداً علیه ایران آغاز می کرد.

حالا که ترامپ جرأت سابق را ندارد؛ سئوال مهم این است که اصولا چرا او جنگ رمضان علیه ایران را آغاز کرد؟ سئوال مهمتر اینست که مبانی اشتباه ترامپ در حمله به ایران در ماه رمضان چه بود؟
 
مبانی ذهنی ترامپ از قدرت امریکا چه بود؟
1- غیر از جنگ ویتنام امریکا در تمام جنگهای دیگر، پیروزی کسب کرده بود. مثلا افغانستان:
 امریکا در سال 2001 با بمباران گسترده، طالبان را زمینگیر کرد. جبهه مقاومت ضد طالبانی با حملات زمینی طالبان را از افغانستان بیرون راند. این یک تجربه موفق برای امریکا بود. ترامپ شاید تصور می کرد که با حملات هوایی و ورود کُردها و بلوچ های مسلحِ جدایی طلب و نارضایتی مردم ایران؛ نظام جمهوری اسلامی ایران نیز همانند نظام طالبان سقوط می کند. بر این تجربه؛ فروپاشی اردوی ملی افغانستان در حملات طالبان به سال 2021 را نیز باید افزود. ترامپ شاید تصور می کرد که نیروهای نظامی ایران شامل سپاه و ارتش جمهوری اسلامی در آغازین روزهای حملات گسترده و فراگیر امریکا و اسرائیل فرو بپاشند. بر این مدعا باید پیام های ترامپ خطاب به اعضای سپاه پاسداران را ملاک قرار داد که در روزهای ابتداییِ بمبارانِ ایران، از سپاهیان می خواست که اگر می خواهند زنده بمانند اسلحه های خود را بر زمین بگذارند!

2- جنگ عراق: صدام حسین ظاهرا قدرتمند بود و کویت را در نصف روز تسخیر کرد. اعزام ناوگان جنگی امریکا به خاورمیانه و حملات گسترده هوایی و حمایت های زمینی مخالفان حزب بعث، پیروزی سریع را نصیب امریکا کرد. امریکا عراق را اشغال کرد. اقتصاد عراق را به دست گرفت و سیستم مدنظر خود را با فرماندهی رایان کروکر بر عراق مستولی نمود. تا قبل از جنگ اخیر، هنوز هم بر عراق مستولی بوده و تاهنوز درآمدهای نفتی عراق، در خزانه امریکا واریز می شود. در عراق پایگاه دارد و بر حاکمیت عراق تقریبا مسلط است.

3- حمله به ونزوئلا و ختم جنگ در 48 دقیقه با دستگیری نیکلاس مادورو رئیس جمهور این کشور و انتقال وی به امریکا. این مسئله که با نظارت مستقیم دونالد ترامپ انجام شد؛ پیروزی بزرگی هم از نظر مدیریت جنگی و هم از نظر تبلیغاتی برای او بود. او علاوه بر اینکه رئیس جمهور بولیواری ونزوئلا را دستگیر و منتقل کرد؛ حجم وسیع نفت و انرژی این کشور را نیز به دست آورد.

4- ادعای مالکیت بر گرینلند. ترامپ برای تصرف جزیره مهم و ثروتمند گرینلند؛ کشورهای اروپایی و ناتو را در بد مخمصه ای قرار داد. استیصال قدرت های اروپایی به ترامپ احساس قدرت داد. سیاست های تجاری و تعرفه ای ترامپ، موجب نگرانی های وسیع جهانی شد. دست و پا زدن های اروپا، شرق دور و امریکای لاتین به ترامپ احساس قدرت بیشتر داد. او با ادعای مالکیت کانادا، دولت آن کشور را نیز دستپاچه کرد. تهدیدهای متواتر علیه کشورهای امریکای لاتین مانند کوبا و کلمبیا و مکزیک و... نیز که بعد از دستگیری نیکلاس مادورو موجب نگرانی فزاینده آنها از قدرت ترامپ شده بود؛ رئیس جمهور خودشیفته امریکا را در فضایی میان زمین و آسمان به خلسه فرو برد. به حدی که تصرف کانال پاناما و تغییر نام خلیج مکزیک و خلیج فارس و تنگه هرمز را بنام "ترامپ" در تخیّل خود می چرخاند و بعضا آن را ابلهانه بر زبان می آورد.

5- حملات اسرائیل به ایران و ترور فرماندهان طراز اول ایران و سپس بمباران مراکز هسته ای ایران توسط امریکا با جنگنده های بزرگ و مدرن B2 و B52 که بدون رهگیری انجام شدند، به ترامپ احساس قدرت داد. اعتراضات مهندسی شدهِ مردمی علیه ایران، تظاهرات وطنفروشان ایرانی در اروپا و امریکا و فعال شدن عناصر جدایی طلب ایرانی شامل کومله ها و بلوچ ها و نیز فعال شدن مجاهدین خلق و ادعای قدرتِ گارد جاویدان شاهنشاهی رضا پهلوی؛ برای ترامپ تردیدی باقی نگذاشت که می تواند با حمله به ایران، با استخدام آنها و تغییر نظام در ایران، ضمن تجزیه این کشور، منابع بزرگ نفتی ایران را نیز همانند منابع انرژی ونزوئلا تصاحب کند. ایران را به میکرو کشورهای قومی تبدیل کرده و اسرائیل بزرگ را بر کل خاورمیانه به قدرت رسانده و خودش پادشاه بلامنازع گیتی بشود. او با آن همه خودشیفتگی که دارد؛ روزها و شبها بر توسن تخیّل این چنینی سوار شده و به سوی مهار چین و روسیه می تاخت.

اما در همان آغازین ساعت های حمله به ایران متوجه شد که سرش گیج می رود و بعد از چند روز فهمید که سرش به صخره ای سخت برخورد کرده است. مردم ایران، نظام سیاسی ایران و نیروهای نظامی ایران با تجارب قبلی امریکا در سایر کشورها متفاوت هستند. او اکنون غبطه روزهای قبل از حمله به ایران را می خورَد که نه تنگه هرمز بسته بود و نه قیمت بنزین و کالاهای اساسی در امریکا بالا رفته بود و نه در چهل روز 7 بار دموکراتها در مجلس سنا علیه او رأی گیری کرده بودند و نه کشورهای ناتو و اروپایی و شرق دور، علیه او قرار گرفته بودند و نه پایگاههایش در خاورمیانه منهدم شده بودند و نه نوچه های عرب اش اینقدر خوار و ذلیل شده بودند و نه هم نگران انتخابات میان دوره ای و شکست جمهوریخواهان بود.

خیالبافی و اتکاء به تحلیل های غلط؛ موجب تشدید روان پریشی های ترامپ شده است. کسی که خواب رنگی پادشاهی بر دنیا را می دید؛ اکنون در میان لافها و توئیت های هر روزه اش وول می خورد. عنوانش از "کینگ" به "دزد دریایی" تقلیل یافته. او اکنون نه تنها قدرتمندتر نشده بلکه پرونده ای بسیار قطورتر از فایل های اپستین بر مغزش سنگینی می کند. دردش بیش باد!

حسینی مدنی- خبرگزاری جمهور
https://jomhornews.com/vdchwinz623nwzd.tft2.html
نام شما
آدرس ايميل شما

واقعا که همبن طوراست درسی گرفت که تااخرعمرفراموش نخواهدکرد
آخرین اخبار