تعداد نظر۱
جالب است ۰
تأملی در کرده ها و ناکرده ها:

روزه به مثابه تمرین علمی برای تسلط بر نفس

دکتر نوید آرین
روزه به مثابه تمرین علمی برای تسلط بر نفس

مقدمه: تأملی در کرده ها و ناکرده ها
گاه و بیگاه، انسان در خلوت خویش به کرده های خویش می اندیشد؛ به آنچه باید می کرد و نکرد، و آنچه نباید می کرد و کرد. این اندیشه، اگرچه تلخ و استرس زا است، اما می تواند آغازی برای خودشناسی باشد. در چنین لحظاتی، انسان به "ای کاش"های بی شمار پناه می برد؛ پناهگاهی که نه تنها مرهمی برای زخمهای روح نیست، بلکه خود به عمق آن زخمها می افزاید.  "شده هایی" که از عدم تسلط بر نفس سرچشمه گرفته اند، سرنوشتی جز پشیمانی و مکافات ندارند.  "نشده هایی" نیز که می بایست به احساس ارزشمندی و مفید بودن می انجامیدند، اکنون به حسرتی سنگین تبدیل شده اند. ریشه تمام این "ای کاش"ها و "شده ها" و "نشده ها" را باید در یک کلمه جست: عدم تسلط بر نفس.

 تسلط بر نفس؛ از دشواری تا راهکار آسان
 اسلام در طول تاریخ، اندیشمندان و روانشناسان بسیاری به موضوع خودکنترلی و تسلط بر خویشتن پرداخته اند. کتابهای قطور و متعددی در این زمینه نگاشته شده که متأسفانه بسیاری از مردم نه تنها آنها را نخوانده اند، که حتی نامشان را نیز نشنیده اند. این در حالی است که اسلام، این دین کامل، تسلط بر نفس را به ساده ترین، علمی ترین و کاربردی ترین شکل ممکن به انسانها آموزش داده است.  راهکار اسلام برای این مهم، ایجاد حرکت جمعی است. به باور روانشناسان اجتماعی، انسانها به طور طبیعی از رفتار جمعی پیروی می کنند و خود را با جامعه ای که در آن زندگی می کنند هماهنگ می سازند . اسلام با بهره گیری از این ویژگی، تمرین تسلط بر نفس را در بستری اجتماعی و همگانی قرار داده تا یادگیری و تداوم آن آسانتر گردد. روزه، به عنوان یکی از مهمترین ارکان عبادی اسلام، دقیقاً چنین کارکردی دارد: یک تمرین علمی و عملی برای خودکنترلی که در قالب یک عبادت جمعی به مسلمانان ارائه شده است.
روزه داری صرفاً به معنای خودداری از خوردن و آشامیدن از سحر تا افطار نیست. این امر بزرگ، یک برنامه جامع و همه جانبه برای کنترل غرایز و تمایلات بشری است. در ادامه، ده گانۀ این برنامه کاربردی را از منظر علم و دین بررسی می کنم.

نگاه ادیان زنده جهان به خودشناسی
 یهودیت: در سنت یهودی، خودشناسی و توبه پیش شرط ارتباط با خداوند است. روزه یوم کیپور فرصتی برای بازگشت به خویشتن و اصلاح خطاهاست.
مسیحیت: در آموزه های مسیحی، خودشناسی از طر یق روزه و پرهیز، زمینه ساز رشد معنوی و نزدیکی به مسیح دانسته شده است. پاپ بندیکت شانزدهم میگو ید: »روزه ما را برمی انگیزد تا کلام خدا در زندگی مان نفوذ کند و از این راه، به حقیقت بنیادین دستیابیم: ما کیستیم، از کجا آمده ایم و به کجا میرویم «
بودیسم: خودشناسی هسته اصلی تعالیم بوداست. بودا با ترک کاخ و تجربه ریاضتها (از جمله روزه های سخت) به این حقیقت رسید که راه میانه (میان افراط و تفریط) کلید رهایی از رنج است.
هندوئیسم: در آیین هندو، خودشناسی (آتماجنان) هدف نهایی حیات است و روزه (اوپاواسا) ابزاری برای تضعیف نفس و تقو یت روح به شمار می رود
آیین سیک: کنترل نفس (من) شرط اصلی رسیدن به خداوند است.

تحلیل ده گانۀ رمضان در پرتو علم و دین
1- پرهیز از خشم
 روانشناسان، خشم را هیجانی قدرتمند و ویرانگر می دانند که در صورت عدم مدیریت صحیح، روابط اجتماعی را به نابودی می کشاند. یافته های نوین در علوم اعصاب نشان می دهد که هورمون گرلین که در دوران گرسنگی ترشح می شود، می تواند بر فرآیندهای تصمیم گیری و کنترل تکانه ها تأثیرگذار باشد. پژوهشگران دانشگاه گوتنبرگ سوئد در مطالعه ای دریافتند که افزایش سطح گرلین به میزان مشاهده شده پیش از وعده های غذایی یا در طول روزه داری، می تواند منجر به رفتارهای تکانشی تر و کاهش توانایی تصمیم گیری منطقی شود. نکته قابل تأمل اینکه با مسدود کردن گیرنده های گرلین در نمونه های آزمایشی، رفتار تکانشی به شدت کاهش یافت. این یافته علمی نشان می دهد که روزه داری با تنظیم هورمونهای مرتبط با گرسنگی، به انسان کمک می کند تا آستانه تحمل خود را افزایش داده و منطقی تر رفتار کند.

 ۲. پرهیز از بدزبانی
 بدزبانی و گفتار ناپسند، یکی از عوامل اصلی تخریب سرمایه اجتماعی و تضعیف پیوندهای انسانی است. پیامبر گرامی اسلام (ص) با درک عمیق این مسئله می فرمایند: "بسا روزه داری که از روزه خود جز گرسنگی و تشنگی بهره ای نمی برد". این حدیث شریف، هشدار می دهد که بدزبانی و غیبت، اجر و اثر روزه را از بین می برد. در ماه مبارک رمضان، تمام حواس پنجگانه برای دوری از حرام تربیت می شوند و حتی انسان های پرخاشگر نیز به طور طبیعی از حالت عصبانیت فاصله گرفته، و آرامش و صفا در جامعه گسترش می یابد.

۳. پرهیز از چشم چرانی و طمع
 کنترل نگاه، نخستین گام در مسیر پاکدامنی و حفظ سلامت روان فرد و جامعه است. چشم چرانی نه تنها آرامش روانی را مختل می کند، که به تشویش خاطر و کاهش تمرکز نیز می انجامد. روزه با تضعیف سلطۀ شهوات، ز مینۀ این کنترل را فراهم می سازد. تحقیقات عصب شناختی نشان می دهد که اگرچه محرومیت از کالری می تواند کنترل خود را در حوزه های مرتبط با غذا دچار اختلال کند، اما تمرین مداوم پرهیز و خویشتنداری در یک حوزه، به تقویت مهارتهای بازدارنده در سایر حوزه ها نیز کمک می کند. مثلا فردی که به ورزش کردن ادامه میدهد قطعا تسلط بسیار بیشتر بر بدن و اعضای بدنی خویش دارد کافیست این را از ورزشکاران محترم بپرسید.

 ۴. پرهیز از شکم پرستی و تسلط برسلامتی
 علم تغذیه مدرن به وضوح ثابت کرده است که پرخوری و زیاده روی در مصرف غذا، عامل بسیاری از بیماریهای جسمانی و روانی از جمله چاقی، دیابت، بیماریهای قلبی -عروقی و حتی افسردگی است. تحقیقات گسترده نشان می دهند که روزه داری متناوب (Fasting Intermittent) میتواند نقش مؤثری در مدیریت وزن و کاهش التهاب سیستمیک داشته باشد. روزه داری با ایجاد تعادل در سیستم گوارش، نشاط و سبکی روح را به ارمغان آورده و از رخوت و سستی ناشی از پرخوری می کاهد. ضمن اینکه اکثر امراض عصر ما ناشی از خوراکی های ناسالم یا مرتبط با پرخوری های مفرط می باشد.

 ۵. پرهیز از شهوت (حتی حلال)
 کنترل غرایز و تمایلات جنسی، حتی در محدودۀ حلال، یکی از قویترین تمرینها برای تقویت اراده و خودکنترلی است. زیگموند فروید، بنیانگذار روانکاوی، اساس تمدن بشری را در توانایی »به تعویق انداختن لذات فوری« می دانست. از منظر او، انسان متمدن کسی است که می تواند برای دستیابی به پاداش های بزرگتر و پایدارتر، از لذتهای آنی چشمپوشی کند. اسلام نیز دقیقاً چنین تمرینی را در قالب روزه به مسلمانان آموزش می دهد. مطالعات نوین عصب شناختی نیز نشان داده اند که توانایی تأخیر پاداش با فعالیت در قشر پیش پیشانی مغز (Cortex Prefrontal) مرتبط است و تمرینات خودکنترلی میتوانند این ناحیه از مغز را تقویت کنند. که در این رابطه مثالی از آبراهام لینکلن رئیس جمهور وقت آمریکا تعریف بسیار دقیق و عمیقی از خودکنترلی ارائه داده است: "خودکنترلی یعنی انتخاب میان آنچه اکنون می خواهی و آنچه بیش از همه میخواهی ". "Discipline is just choosing between what you want now and what you want most."  این گفته لینکلن دقیقاً با مفهوم "تأخیر لذت" (Gratification of Delay) که والتر میشل در روانشناسی مطرح کرد، همخوانی کامل دارد و نشان می دهد رهبران بزرگ تاریخ به خوبی از این اصل برای هدایت زندگی شخصی و سیاسی خود بهره برده اند.

 ۶. پرهیز از دزدی
پژوهشهای متعددی نشان می دهند که در جوامع اسلامی ، میزان بزهکاری و جرایمی نظیر دزدی در ماه مبارک رمضان کاهشی محسوس می یابد. برای نمونه، تحقیقات انجام شده در دانشگاه اسکودار ترکیه حاکی از آن است که نرخ گرایش به جرم در این ماه بین ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش پیدا می کند. پروفسور امی نه ینیتِرسی، استاد مؤسسۀ مطالعات عرفانی، این کاهش قابل توجه را به دو عامل اصلی نسبت میدهد: بعد مادی که شامل افزایش کمک های مؤمنانه و دسترسی آسان تر به نیازهای اساسی است و بعد معنوی که به تربیت تمامی حواس برای پرهیز از حرام باز می گردد. همچنین مطالعات دیگری در ترکیه نشان داده که میزان مرگ و میر ناشی از ضرب و جرح نیز در این ماه کاهشی معنادار پیدا می کند. این آمارها تأثیر مستقیم تقوا و خداترسی و خودکنترلی حاصل از روزه را بر امنیت اجتماعی به وضوح نشان می دهد و با تمرین مستمر میتوان به نتایج بسیار شگفت انگیز در تمام زمینه های دهگانه رسید.

 ۷. پرهیز از غیبت
 روانشناسان ارتباطات، غیبت را نوعی خشونت پنهان و زمینه ساز بی اعتمادی در روابط اجتماعی میدانند. اسلام با تعبیری تکان دهنده، غیبت را به خوردن گوشت مردار برادر تشبیه کرده است. این تشبیه بلیغ، عمق زشتی این عمل را نشان می دهد. تمرین یکماهۀ پرهیز از غیبت در رمضان، فرصتی مغتنم برای بهبود مهارتهای ارتباطی و بازسازی سرمایه اجتماعی فرد است. سرمایه ای که امروز در غرب دانشکده های خاصی برای ارتباط تشکیل شده است ولی اسلام به صورت حرکت جمعی اجتماعی و مبنای برادری به این اصل اساسی می پردازد.

۸. پرهیز از دروغ - مادر بدیها
 دروغ، به عنوان یکی از زشت ترین رذایل اخلاقی، پایه گذار بسیاری از فسادهای بزرگ اجتماعی و فردی است. روانشناسی معاصر نیز تأکید می کند که دروغگویی مداوم، شخصیت فرد را دچار دوگانگی کرده و آرامش روانی را از او سلب می کند. قرآن کریم در آیات متعددی به ستایش راستگویان پرداخته و آنان را به همراهی با صادقان فرمان می دهد یا ایهالذین آمنوا اتقوا الله وکونوا مع الصادقین. توبه. ۱۱۹
و در آیۀ دیگر، پاداش عظیم آنان را چنین نوید میدهد:  قَالَ اللَّهُ هَٰذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ ۚ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ. مائده ۱۱۹
تمرین یک ماهۀ راستگویی در رمضان می تواند شخصیت فرد را برای یکسال، راستگو و قابل اعتماد سازد. در این زمینه نقل قولی از خلیفه چهارم مسلمانان حضرت علی را ذکر میکنم که میفرمایند: "َ يَكتَسِبُ الكاذِبُ بكِذبِهِ ثلاثا :سَخَطَ اللّه ِ علَيهِ ، واستِهانَةَ النّاسِ بهِ ، ومَقتَ الملائكةِ لَهُ . ترجمه: دروغگو با دروغگو یی خود سه چیز به دست می آورد: خشم خدا را نسبت به خود، خواری و تحقیر مردم را نسبت به خود، و دشمنی فرشتگان را نسبت به خود.
البته نقل قول دیگری نیز از امام حسن عسکری است که می فرمایند: جعلت الخبائث فی بیت و جعل مفتاحه الکذب. یعنی: تمام پلیدیها در خانه ای نهاده شده و کلید آن دروغ است.
امیدوارم عزیزان عیوب دروغ را درک و جداً ازان پرهیز کنید تا تحقیر مردم و خشم خدا را به خود جذب نکنید.

۹ .پرهیز از آلودگی (طهارت)
طهارت و پاکیزگی ظاهری، نمادی از پاکی درون و نشانۀ توجه انسان به کرامت خویش است . روانشناسی مدرن نیز بر تأثیر عمیق نظافت و پاکیزگی در افزایش اعتماد به نفس، بهبود خلق وخو و ارتقای سلامت روان تأکید دارد. توجه مؤکد به طهارت در ماه رمضان، این پیام را به همراه دارد که پاکی جسم و روح لازم و ملزوم یکدیگرند.  از منظر ارتباط اجتماعی، پاکیزگی و آراستگی یکی از ارکان »شخصیت مغناطیسی« است. پژوهشها نشان می دهد مردم تمایل بیشتری به همنشینی با کسانی دارند که به طور معقولی تمیز و مرتب هستند. در مقاله ای با عنوان "اجتماعی شدن" تأکید شده است که برای قابل نزدیک شدن و ایجاد تأثیر مثبت بر دیگران، باید به بهداشت فردی شامل مسواک زدن، حمام کردن و پوشیدن لباسهای تمیز اهمیت داد . روایات اسلامی نیز قرنها پیش به این حقیقت اشاره کرده اند. امام علی(ع) می فرمایند: لباس پاکیزه، غم و اندوه را از بین می برد و موجب پاکیزگی نماز است. همچنین پیامبر اکرم )ص( هنگامی که افرادی را با ظاهری ژولیده و لباس چرکین می دیدند، آنان را مورد سرزنش قرار می دادند. در روابط زناشویی نیز تأکید شده که بی توجهی به نظافت می تواند به روابط آسیب بزند و آرامش خانه را مختل کند.

 ۱۰. مهربانی و کمک به دیگران
 همدلی و نوعدوستی، از مؤلفه های اصلی هوش هیجانی (EQ) و سرمایه اجتماعی به شمار می روند. پژوهشهای متعدد نشان می دهند که یکی از بارزترین تأثیرات ماه رمضان بر فعالیتهای اقتصادی، افزایش چشمگیر کمک های خیریه و انفاق است. بر اساس گزارشهای سازمان ملل، مسلمانان سراسر جهان سالانه حدود ۵۵۰ تا ۶۰۰ میلیارد دلار زکات پرداخت می کنند. برای درک عظمت این رقم، کافی است بدانیم که این مقدار تقریباً چهار برابر مجموع بودجه کمکهای بین المللی کشورهای گروه هفت (آمریکا، آلمان، جاپان، بریتانیا، فرانسه، کانادا و ایتالیا) است. این آمار، قدرت بینظیر ایمان و ارزشهای دینی را در mobilizing منابع برای امور خیریه به نمایش می گذارد. به عنوان نمونه هایی عینی، سازمان خیریه اسلامی رلیف (Relief Islamic) در سال ۲۰۲۶ توانست برای حداقل  535000 نفر در ۳۴ کشور جهان بسته های غذایی تأمین کند. در امارات متحده عربی، برنامه های رمضان هلال احمر امارات بیش از 1.5 میلیون نفر را در داخل و ۴۴ کشور جهان تحت پوشش قرار داد. در بریتانیا نیز کمکهای مسلمانان در ماه رمضان حدود ۲۰۰ میلیون پوند برآورد می شود . تحقیقات نشان می دهد مسلمانان بریتانیایی با درآمد سالانه ۱۵ تا ۳۰ هزار پوند، 3.7 برابر بیشتر از افراد مشابه در سایر گروههای جمعیتی کمکهای خیریه پرداخت می کنند. همچنین ۱۷ درصد از مسلمانان بریتانیا در فعالیتهای داوطلبانه شرکت دارند، در حالی که میانگین ملی این کشور ۱۱ درصد است . البته این امار کاملا وابسته به شرایط کشورها و افراد می باشد – ذکر این آمار جهت روشن سازی مطلب بود و بس.
 
ارزیابی نگاه ما به رمضان؛ فرصت یا اجبار؟
حال بیندیشیم که اگر فردی بتواند بر همۀ این ده عامل تسلط یابد و آنها را در وجود خود نهادینه کند، آیا چنین انسانی در زندگی شخصی و اجتماعی خود طعم شکست و ناکامی را خواهد چشید؟ پاسخ روشن است: هرگز. چنانکه سان تزو، فیلسوف و استراتژیست بزرگ چین باستان می گوید: اگر بتوانی خودت را کنترل کنی، می توانی تمام دنیا را کنترل کنی.
 پرسش اساسی این است: نگاه ما به ماه رمضان چیست؟ آیا آن را یک فرصت استثنایی برای تمرین موفقیت و خودسازی می دانیم، یا صرفاً یک تکلیف اجباری و بی اثر؟

به نظر می رسد متأسفانه بسیاری از مردم، رمضان را دست کم گرفته و آن را عبادتی صرفاً تشریفاتی می پندارند که تأثیر چندانی بر زندگی آنان ندارد. این نگاه، که مایۀ تأسف عمیق است، ریشه در عوامل متعددی دارد که مهمترین آنها عدم تبیین صحیح و علمی جایگاه و کارکردهای این ماه مبارک در جامعه است.
 رمضان، آن گونه که باید و شاید، به مثابه یک دورۀ آموزشی جامع برای زندگی بهتر معرفی نشده و بیشتر بر جنبه های اخروی و امری صرفاً آسمانی آن تأکید شده است.

به باور من، تمامی مناسک و عبادات دینی، افزون بر جنبه های معنوی و اخروی، دارای کارکردها و فواید دنیوی روشن و قابل اثباتی هستند. به بیان دیگر، نماز برای سامان بخشی به زندگی و نظم وقت شناسی این جهانی و پیشبرد موفقیت آمیز آن تشریع شده است، و روزه نیز برای تسهیل زیست موفق و پاکیزه در همین کره خاکی طراحی شده است و نباید دنبال ثواب در جهان دیگری باشیم زیرا هرآنچه که باید بشود با نماز، روزه و سایر مناسک تمرینی میتواند در همین دنیا به آن دست یافت و این دنیا دقیقا آینه ایست برای آخرت.

برای روشن تر شدن مطلب، مثال روزه را در نظر بگیرید. اگر کسی در طول ماه رمضان، همۀ موارد ده گانۀ پیش گفته را مد نظر قرار دهد، بر اساس یافته های علم روانشناسی، پس از مدتی این رفتارها در وجودش نهادینه خواهند شد. مدل معروف "۲۱ روز" که توسط دکتر ماکسول مالتز، جراح پلاستیک مشهور، در دهۀ ۱۹۶۰ میلادی مطرح شد، بیان می کند که انسان برای عادت کردن به یک رفتار جدید یا پذیرش یک تغییر مثلاً چهرۀ جدید پس از جراحی به حدود ۲۱ روز زمان نیاز دارد. هرچند پژوهشهای جدیدتر، مانند مطالعۀ دانشگاه کالج لندن 2009 به سرپرستی فیلیپا لالی، میانگین زمان واقعی شکلگیری عادت را ۶۶ روز و برای برخی افراد تا ۲۵۴ روز نیز برآورد کرده اند ، اما همچنان میتوان ماه رمضان را یک دورۀ فشرده و مؤثر برای شروع این فرآیند دانست.

بنابراین، اگر کسی بتواند در این ۲۹ یا ۳۰ روز، بر شهوت خود مسلط شود، گام بلندی در مسیر تقویت اراده و خودکنترلی برداشته است و این دستاورد، زندگی او را به یقین پاک تر و موفقیت آمیزتر از هر منظری خواهد کرد.
 
تبیین علمی تأثیر یکماه تمرین (از منظر علوم اعصاب)
 اما سازوکار علمی این تغییرات چیست؟ پژوهشهای جدید در حوزه علوم اعصاب، پرده از مکانیسمهای شگفت انگیزی برداشته اند که در یک دورۀ یکماهۀ تمرین خودکنترلی مانند رمضان رخ می دهند: بازسازی سیستم پاداش مغز: در این دوره، گیرنده های دوپامین در مغز حساسیت خود را بازیابی می کنند و سیستم پاداش، که در اثر لذت جویی های افراطی دچار اختلال شده بود، بازسازی می شود. همانگونه که اشاره شد، افزایش گرلین در دوران گرسنگی می تواند تغییرات بلند مدتی در مدارهای عصبی مرتبط با تکانشگری و تصمیم گیری ایجاد کند
. •کاهش التهاب مغزی و بهبود عملکرد شناختی: مطالعات متعدد نشان داده اند که روزه داری می تواند التهاب سیستم عصبی را کاهش داده و عملکردهای اجرایی مغز از جمله حافظه، تمرکز و قدرت تصمیمگیری را بهبود بخشد
 . تنظیم محور روده- مغز: محور ارتباطی روده و مغز که حدود ۹۰ درصد از سروتونین بدن )انتقال دهنده عصبی مؤثر در خلق وخو و آرامش) را تولید می کند، در اثر روزه داری متعادل تر شده و تغییرات مثبتی را تجربه می کند
. •فعال شدن فرآیند خودتخریبی سلولی (اتوفاژی): یکی از مهمترین کشفیات علمی دهه های اخیر، فرآیند اتوفاژی است. اتوفاژی مکانیسمی است که طی آن سلولها، اجزای آسیب دیده و غیرقابل استفاده خود را بازیافت کرده و از بین می برند. یوشینوری اسومی ، دانشمند ژاپنی، با کشف مکانیسم های این فرآیند، موفق به دریافت جایزه نوبل پزشکی در سال ۲۰۱۶ شد . تحقیقات او نشان داد که گرسنگی و روزه داری، محرک بسیار قوی برای فعال سازی اتوفاژی هستند که به پاکسازی سلولها و بازسازی آنها کمک شایانی می کند.
 
مثال کنترل دروغ و تأثیر آن در زندگی و اقتصاد
 دومین مثال را در رابطه با دروغ می زنیم. انسانی که به دروغگویی عادت دارد، به ندرت می تواند دوستانی واقعی و قابل اعتماد برای خود دست و پا کند. اگر هم داشته باشد، تعداد آنها بسیار اندک است و عمق اعتماد نیز ناچیز خواهد بود. این وضعیت، هزینه های سنگینی برای فرد در زندگی شخصی و حرفه ای به همراه دارد. اگر این فرد در ماه رمضان با تمرین روزه داری، بتواند به مدت ۲۹ یا ۳۰ روز بر این عادت زشت غلبه کند، به یک دستاورد بزرگ نائل آمده است: شکل گیری عادت جدید راستگویی. پس از رمضان، او می تواند فردی قابل اعتمادتر باشد، روابط اجتماعی گسترده تری پیدا کند و از این رهگذر، شاهد رونق در کسب وکار و زندگی شخصی خود باشد.

مکانیسم بازار و پاداش به صداقت
 دکتر دیوید آر.هندرسون، اقتصاددان برجسته در مقالۀ تأثیرگذار خود با عنوان بازار برای صداقت (The Market for Honesty)  استدلالی جذاب و قانع کننده ارائه می دهد. به باور او، بازار آزاد به طور طبیعی و خودکار به افراد صادق پاداش می دهد و دروغگوها را جریمه می کند. وی می نویسد: "اگر یک ناظر فرضی از سیارۀ مریخ به فعالیتهای تجاری ما بنگرد، قطعاً به این نتیجه خواهد رسید که بازرگانان فوق العاده صادق هستند. برای نمونه، آنها سنگهای قیمتی را که واقعاً کمیاب و با ارزش هستند به مشتریانی می فروشند که توانایی تشخیص تفاوت میان الماس و شیشه را ندارند. آنها به مشتریان خود قول می دهند که پس از تعهد خرید، قیمت را افزایش ندهند - و به این قول نیز وفا می کنند".

هندرسون تأکید می کند که اگرچه در همۀ اقشار جامعه می توان افراد نادرست و متقلب را یافت، اما به طور میانگین، بازرگانان و فعالان اقتصادی از دیگر گروههای اجتماعی صادق تر هستند. دلیل این امر نه لزوماً فضیلت ذاتی آنان، بلکه سازوکار تنبیه و پاداش بازار است. بازاری که مشتریان در آن، صداقت را به عنوان یک ارزش کلیدی می شناسند و در نهایت، افرادی را که به آنان ارزش نمی دهند، با ترک معامله جریمه خواهند کرد.

البته باید توجه داشت که این تحلیل، یک سوی ماجراست. برخی اقتصاد دانان مانند گری بکر برندۀ نوبل اقتصاد استدلال می کنند که "اعتماد" در بازار لزوماً ناشی از صداقت ذاتی نیست، بلکه می تواند حاصل محاسبۀ دقیق هزینه-فایده و اهمیت شهرت (Reputation) برای فعالان اقتصادی باشد. با این وجود، هر دو دیدگاه بر این نکته اشتراک نظر دارند که در بلندمدت، بازار رفتاری گزینشی داشته و صادقان را پاداش داده، دروغگویان را طرد می کند.

 نقد تبیین نادرست از مناسک دینی (تمرین خودسازی)
 همانطوری که گفته شد، عدم تبیین صحیح یا به بیان دقیق تر، تبیین نادرست و ناقص از رمضان، و تقلیل آن به مجموعه ای از اوامر و نواهی صرفاً آسمانی، باعث شده بسیاری از مردم از این چشمۀ جوشان خودشناسی و خودسازی دور بمانند. این در حالی است که رمضان برای کمک به زندگی دنیوی ما نازل شده است؛ برای آنکه قویتر، پولدارتر، داناتر، سالمتر، عاقلتر و... باشیم. اگر چنین نگاهی به دین داشته باشیم، به این حقیقت رهنمون می شویم که »راه بهشت از دنیا می گذرد«. یعنی اگر دنیایی آباد، پاک و پرمهر داشته باشیم، آخرت ما نیز تجلی گاه همین دنیا خواهد بود.
 قرآن کریم به صراحت این حقیقت را بیان میدارد: فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره: "هر کس به اندازه ذره ای نیکی کند، پاداش آن را خواهد دید و هر کس به اندازه ذره ای بدی کند، کیفر آن را خواهد دید.

حال این پرسش مطرح می شود که چه کسی توانایی انجام کارهای نیک و بزرگ در این دنیا را دارد؟

بی گمان، کسی که خود از حداقل امکانات و توانمندی های لازم برخوردار باشد. همان گونه که ضرب المثل معروف می گوید: »کسی می تواند به گرسنه ای کمک کند که خود سیر باشد«. بنابراین، سعادت اخروی ما، آیینه ای تمام نما از کیفیت زندگی دنیوی ماست. پس می توان نتیجه گرفت که تمام عبادات و مناسک دینی، افزون بر جنبه های معنوی، کاربردهای عینی و دنیوی دارند و نمی توان آنها را صرفاً برای آخرت طراحی شده دانست. دنیای ما بستر شکل گیری آخرت ماست و آخرت چیزی جز تجسم اعمال دنیوی ما نیست.

آیه شریفه ۷۷ سوره قصص به زیبایی به این نکته اشاره می کند: وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ ۖ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا (و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب و بهره ات را از دنیا فراموش مکن.) انسان بدون خودشناسی و خودسازی که در گرو تسلط بر نفس است به سعادت اخروی مطلوب دست نمی یابد، انسانی که خود را نشناخته است هرگز به شناخت غیر خود نمیرسد و اگر از نعمات خاصی متعنم است مثال بارانی ست که باریده در باغچه ای گل و در شوره زار خاری روئیده است. مَن عرفَ نفسَه فقد عرفَ ربّه مگر میشود که خود را ندانی بخواهی دنیا را بشناسی که در این زمینه الله متعال میفرماید: و فی انفسکم افلا تُبصرون . این آیه به روشنی نشان می دهد که که شناخت خود، مقدمه شناخت جهان و خداست. انسان با تأمل در شگفتی های خلقت خود (روح، عقل، احساسات و...) به عظمت خالق پی می برد.
 
نظریه خودشکوفایی  (Actualization-Self(آبراهام مزلو و خود شناسی
 مزلو، روانشناس انسانگرا، معتقد بود انسانها برای رسیدن به خودشکوفایی (شکوفایی کامل استعدادها) نیازمند برآورده شدن سلسله مراتبی از نیازها هستند. اما مهمتر از آن، »ظرفیت« فرد برای خودشکوفایی است. برخی انسانها که مزلو آنها را »فرادستان« یا Beyonders می نامید ظرفیت بالاتری برای رشد و تعالی دارند و از نعمتهای زندگی به بهترین شکل استفاده می کنند.
 جای دارد نقدی را پیشدستانه بیان کنم. اگر پرسیده شود که افراد خودساخته، باورمند و دیندار، گاه از نعمتهایی که باید نصیبشان شود بی بهره اند، آیا ثواب اخروی مناسک دینی که به آن پای بند بوده اند را دریافت نمی کنند؟ پاسخ بسیار واضح است: انسان انرژی است و این انرژی از بین نمی رود. (قانون بقای انرژی.)

از سوی دیگر، هر ارتعاشی – چه مثبت و چه منفی – لاجرم به منبع خود یا فرستنده اش بازمی گردد. پس شاید تاکنون آن نعمت مدنظر به این فرد بازنگشته باشد، اما قطعاً طبق قانون فیزیک و قانون سوم نیوتن (عمل و عکسالعمل)، آن ارتعاش فرستاده شده به صورت انرژی به منبع خود یعنی فرد فرستنده بازخواهد گشت. حال فرقی نمی کند که این فرد در روی کره زمین باشد یا در کره ای دیگر. که خدای متعال معادله را این گونه حل و فصل می کند: انّما یُوفّی الصابرون اجرهُم بِغیرِ حساب. ترجمه: به یقین صابران پاداش خود را بی حساب دریافت می کنند. یعنی اگر کسی در دنیا نتیجه عمل خود را نبیند، در آخرت با پاداشی بی نهایت (که قابل قیاس با نعمتهای دنیوی نیست) به او بازمی گردد. این همان تبدیل انرژی از صورتی به صورت دیگر است.
 
دلایل گریز مردم از خودشناسی و خودسازی
 اما چرا انسانها از چنین تمرین ارزشمند و آسانی همچون خودشناسی و خودسازی گریزانند؟ دلایل متعددی را می توان برای این پدیده برشمرد:
 ۱. عدم شناخت کافی از خویشتن: نخستین و مهمترین علت، ناآشنایی انسان با ابعاد وجودی خود و عادات اعم از خوب و بد خویش است. اگر به کسی بگویید دروغگو هستی، بی درنگ دهها توجیه و دلیل برای اثبات صداقت خود می آورد، غافل از آنکه ریشۀ اصلی این واکنش دفاعی، عدم شناخت عمیق از خود و ناتوانی در پذیرش واقعیتهای وجودی خویش است
۲. نداشتن هدف روشن و مشخص در زندگی: بسیاری از مردم، هدف روشنی برای زندگی خود تعریف نکردهاند و غرق در روزمرگی و عادت های بی انتها هستند. آنان حتی لحظه ای به این روزمرگی و پوچی نمی اندیشند، چه رسد به اینکه بخواهند برای بهبود آن برنامه ریزی کنند.
 ۳. عدم آگاهی از دلایل علمی مناسک دینی و تمرین خودسازی: یکی از بزرگترین آفتها در دینداری، انجام عبادات به صورت تقلیدی و بدون فهم و آگاهی از حکمتها و فواید آنهاست. این مسئله به ویژه در جوامع امروزی که علم و عقلانیت جایگاه والایی دارد، باعث دلزدگی و گریز بسیاری از مردم، به ویژه نسل جوان، از دین می شود.
 ۴. ضعف در سیستم آموزش دینی: متأسفانه نظام آموزشی ما در بسیاری از موارد نتوانسته است دین را به صورتی جذاب، کارآمد و هماهنگ با نیازهای روز به مخاطبان خود عرضه کند. آموزشهای کلیشه ای، خشک و فاقد انعطاف، نه تنها مؤثر نیستند، که گاه اثر معکوس نیز دارند.
 ۵. جداسازی مناسک دینی از جریان اصلی زندگی: یکی از ریشه های اصلی بحران دینداری در دوران مدرن، تفکیک قائل شدن میان مناسک دینی و زندگی روزمره است. وقتی دین به حاشیه رانده شود و صرفاً به چند عبادت فردی و بی ارتباط با متن زندگی تقلیل یابد، به تدریج کارکرد و جذابیت خود را از دست می دهد.
۶. محدود ساختن مناسک دینی به عالم آخرت: تأکید افراطی بر جنبه های اخروی عبادات و غفلت از کارکردهای دنیوی و ملموس آنها، تصویری نامطلوب و نامأنوس از دین در ذهن مردم ایجاد کرده است. در حالی که دین برای زندگی در این دنیا بر نامه ریزی شده است زیرا دنیا مزرعه اخرت است اگر در دنیا نکاری در آخرت نیز منتظر خرمن مد نظر خویش نباش.
۷. تندروی و تکفیر دیگران به جای ارائه دلایل علمی: متأسفانه برخی از دینداران، به محض مشاهده کوچکترین انحراف یا سهل انگاری در دیگران، به برچسب زنی و تکفیر روی می آورند، به جای آنکه با زبانی نرم و استدلالی علمی و منطقی، آنان را به مسیر درست دعوت کنند. این رفتار خشن و غیرجذاب، یکی از عوامل اصلی دین گریزی در عصر حاضر است.
۸. سختگیری و پیچیده نمایی مناسک دینی برای عموم: دین اسلام، دین سهله و سمحه (آسان و مبتنی بر مدارا) است. اما برخی متولیان دینی با سختگیریهای بی مورد و پیچیده نمایی مسائل، دین را برای مردم دشوار و طاقتفرسا جلوه می دهند. این رویکرد، نه تنها کمکی به دینداری مردم نمی کند، که آنان را از دین فراری می دهد.
 ۹. تابوسازی و عدم پذیرش آرای عمومی در مسائل خودسازی: برخی مسائل دینی را نباید بصورت تابو و غیرقابل نقد درآورد. وقتی فضای نقد و پرسشگری بسته شود، مردم به تدریج از آن حوزه فاصله می گیرند. این رویکرد، شبیه آن است که بگوییم فقط اقتصاددانان حق کسب درآمد دارند و دیگران از این حق محرومند! این قیاس، هرچند دور از ذهن می نماید، اما در عمل، مصادیق مشابهی در حوزۀ دینداری یافت می شود.
10. عدم تغییر و چسپیدن به عادت اسان قدیمی و کهن الگوها: عادتهای کهنه و الگوهای قدیمی به مجموعه رفتارها، باورها و شیوه های تفکری اطلاق می شود که فرد یا جامعه بدون بازنگری و ارزیابی  مجدد، به دلیل تکرار مکرر، به آنها خو گرفته و آنها را به عنوان راه درست یا تنها راه ممکن پذ یرفته است.

چسبیدن به این عادتها، نوعی اینرسی رفتاری و شناختی است که مانع انطباق با شرایط جدید و بهره گیری از فرصتهای نو میشود که عوامل  ذیل در آن نقش پر رنگ دارند
: • ترس از ناشناخته ها
. • تنبلی و کم همتی
. • عدم آگاهی از گزینه های بهتر
. • تأیید اجتماعی
. • سیستم های آموزشی و تربیتی ناکارآمد
در مقابل این کج‌ فهمی ‌ها و کج ‌روی‌ها، قرآن کریم به‌صراحت هدف از خلقت و ارسال پیامبران را بیان می ‌کند:

برای آزمایش انسان: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» (ملک، ۲). (آن کس که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می ‌کنید.) سؤال اینجاست که عمل نیک از چه سرچشمه می ‌گیرد؟ بی‌تردید، از شناخت. همان‌گونه که یک پلنگ با شناخت دقیق زمان مناسب، به شکار طعمه می ‌پردازد، انسان نیز برای عمل نیک نیازمند شناخت است. پس “احسن عملاً” به معنای “کسی که شناخت بهتری از خویشتن و هدف خلقت خود پیدا کرده است” می ‌باشد.

برای آگاهی و بیداری: «لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» (طلاق، ۱۲). (تا بدانید که خدا بر هر چیزی تواناست.) انسان زمانی به این شناخت والا می ‌رسد که از خویشتن شناختی مناسب – هرچند ناقص – به دست آورده باشد. خودشناسی، مقدمۀ خداشناسی است.

نتیجه‌ گیری و درس‌ های پایانی
در پایان این مقاله، می ‌توان چند درس اساسی را برای یک زندگی موفق و هدفمند استخراج کرد:
۱. ضرورت شناخت خویشتن و تعیین اهداف زندگی: خودآگاهی و شناخت هیجانات و تمایلات درونی، نقشی کلیدی در موفقیت فردی و اجتماعی دارد. تحقیقات عصب‌شناختی تأیید می ‌کنند که افراد خودآگاه، توانایی بیشتری در کنترل تکانه‌ها و تصمیم ‌گیری منطقی دارند . بنابراین، نخستین گام، شناخت دقیق خود و تعریف اهداف روشن در زندگی است.

۲. بازتعریف کارکرد مناسک دینی: عبادات، از جمله روزه، صرفاً برای آخرت طراحی نشده‌اند، بلکه برنامه‌های عملی و کارآمدی برای بهبود کیفیت زندگی دنیوی نیز به شمار می ‌روند. کاهش ۱۵ تا ۲۰ درصدی جرم و جنایت در ماه رمضان ، افزایش میلیارد دلاری کمک‌های خیریه و بهبود سلامت روانی و جسمی  روزه‌داران، شواهدی عینی بر این مدعا هستند.

۳. سهل و آسان‌گیری در دینداری: مناسک دینی، سخت و طاقت‌فرسا نیستند. آنها مجموعه‌ای از تمرینات آموزشی برای بهبود زندگی بشر هستند. همان‌گونه که یک فعال اقتصادی برای موفقیت نیازمند آموزش اقتصاد و حسابداری است، مناسک دینی نیز چنین کارکردی دارند. برای نمونه، مدیری که پاک از شهوت‌رانی، شکم‌ پرستی و بدزبانی باشد، در عرصۀ اقتصاد رشد شایان توجهی خواهد کرد، چراکه افراد و مدیرانی که اسیر شهوات خود هستند، به‌سرعت در دام باج‌ خواهی گرفتار می ‌شوند. همچنین افراد خوش‌زبان و خوش‌ برخورد در جامعه پذیرفته‌ترند و این امر در پیشرفت آنها بسیار مؤثر است.

۴. در دسترس بودن قرآن و مناسک دینی برای همگان:
قرآن و آموزه‌های دینی، هرگز مختص خواص و علما نیست. این کتاب آسمانی برای تمام انسان‌ها نازل شده تا هر کس به فراخور فهم و درک خویش از این منبع عظیم الهی بهره‌مند گردد. پیچیده‌نمایی دین و دور کردن مفاهیم آن از دسترس عموم، نتیجه‌ای جز دلزدگی و گریز مردم از دین به دنبال ندارد.

پیشنهاد من این است که از این پس، هنگام قرائت قرآن به زبان عربی، حتماً ترجمه روان آن به زبان فارسی (یا زبان مخاطب) نیز به‌صورت همزمان ارائه شود. تنها در این صورت است که قرآن می‌تواند از قفسه‌های تزئینی خانه‌ها خارج شده و به‌عنوان یک «کتاب زندگی» در متن روزمره مردم جاری گردد.

قرآن برای زندگان نازل شده است، نه مردگان
باید به این نکته بسیار مهم توجه کرد که قرآن را نباید صرفاً برای مردگان خود بخوانیم. خداوند متعال قرآن را برای زندگان نازل کرده است، چنانکه می‌فرماید: لِیُنذِرَ مَن کَانَ حَیّاً وَیَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْکَافِرِینَ (یس، ۷۰) ترجمه: تا هر کس را که زنده است بیم دهد و فرمان عذاب بر کافران مسلّم گردد. این آیه به روشنی هدف از نزول قرآن را «انذار زندگان» معرفی می‌کند. مقصود از «زنده» در این آیه، تنها زنده بودن جسمی نیست، بلکه زنده‌دلی است که قدرت شنیدن، درک و پذیرش حق را دارد. اختصاص دادن قرآن به اموات و خواندن آن صرفاً برای مردگان، عملاً نوعی بی‌توجهی به آیات زندگی‌بخش آن محسوب می‌شود.

البته تغییر این نگاه نیازمند زمان، فرهنگ‌سازی و عادت‌کردن تدریجی مردم به رویکردی نوین است، اما این مسیری است که باید با جدیت آن را بپیماییم تا بتوانیم جامعه‌ای سالم، پویا و قرآن‌محور داشته باشیم.

قرآن در مراسم، نه در زندگی
نکته تأمل‌برانگیز دیگری که باید یادآوری کنم این است که بسیاری از مسلمانان در مراسم‌های مختلف به اسم «ختم قرآن» و امثال آن شرکت می‌کنند و گویی قرآنی تلاوت کرده‌اند، اما متأسفانه دریغ از یک کلمه که از قرآن بیاموزند و آن را در زندگی روزمره خویش پیاده کنند. این واقعیت تلخ نشان می‌دهد که قرآن در زندگی ما جایی ندارد، مگر در مراسم مردگان. البته از یک نگاه حق هم دارند چون قران را غیر عرب زبان به زبان عربی میخواند و نباید هم چیز از او درک و فهم داشته باشد. پس نیازمند مبرم به تغییر در نگاه و خوانش قران به زبان مخاطب میباشد.

این رویکرد، قرآن را از یک «کتاب هدایت» به یک «کتاب تبرک» تنزل داده است. تلاوت بدون تدبر، خواندن بدون تعقل، فهم، و تکرار بدون عمل، هرگز نمی‌تواند جامعه‌ای را که قرآن می‌خواهد بسازد. خداوند در این باره می‌فرماید: أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا (محمد، ۲۴) ترجمه: «آیا در قرآن تدبر نمی‌کنند یا بر دل‌هایشان قفل نهاده شده است؟»

دعوت به تغییر: قرآن را به متن زندگی بیاوریم
پس بیاییم قرآن را از حاشیه به متن زندگی بیاوریم؛ از مراسم مردگان به جلسات زندگان؛ از تلاوت صرف به تدبر و عمل. بیاییم این کتاب آسمانی را آن‌گونه که خود خواسته است، «کتاب زندگی» بدانیم و با آن زندگی کنیم. تنها در این صورت است که قرآن می‌تواند جامعه‌ای سالم، عادلانه و انسانی بسازد؛ جامعه‌ای که در آن آیات الهی نه فقط بر سر زبان‌ها، که در دلها و رفتارها جاری گردد.

نقش علما در جاری‌سازی قرآن در زندگی مردم
نکته بسیار مهم دیگر این است که علما و مجتهدین باید به این امر توجه ویژه‌ای داشته باشند: افرادی که عرب‌زبان نیستند، باید قرآن را به زبان مادری خود بخوانند و با آن انس بگیرند. تأکید صرف بر قرائت عربی بدون فهم معنا، هرگز نمی‌تواند قرآن را به زندگی روزمره مردم وارد کند. اگر مردم بتوانند با قرآن به زبان خودشان ارتباط برقرار کنند، این کتاب آسمانی به‌تدریج جزء عادت‌های روزمره آنان شده و در تصمیم‌ گیری‌ها، رفتارها و نگرش‌هایشان جاری خواهد شد. این مسئولیتی است که بر دوش علمای دین سنگینی می‌کند تا زمینه‌های این تحول فرهنگی را فراهم آورند.

پیوند ناگسستنی دین و زندگی: مناسک دینی را نباید از متن زندگی و روزمرگی مردم جدا کرد. جریان اصلی زندگی، همان مسیری است که ادیان آسمانی ترسیم کرده‌اند. علوم اعصاب و روانشناسی نیز ثابت کرده‌اند که افراد منظم و منضبط، به پیشرفت‌های چشمگیری دست می ‌یابند. نماز به عنوان یک نسخه قدرتمند برای ایجاد نظم درونی و بیرونی، مورد تأکید است. پرهیز از دروغ نیز یکی از مهم‌ترین توصیه‌های دین و علم اقتصاد به فعالان اقتصادی است. هر تاجر موفقی به خوبی می ‌داند که دروغ، اعتبار او را نابود کرده و هزینه‌های گزافی بر او تحمیل می ‌کند. بازار، سازوکار طبیعی خود را برای پاداش به صادقان و جریمه دروغگویان به کار می ‌گیرد و مصرف‌کنندگان، صداقت را بیش از هر چیز ارزش می ‌نهند.

در پایان، ماه مبارک رمضان را باید یک کارگاه آموزشی یک‌ ماهه برای زندگی بهتر، پاک‌ تر و موفق‌ تر دانست. بیایید این فرصت ارزشمند را قدر بدانیم و با نگاهی نو و علمی  به آن، گامی  بلند در مسیر خودشناسی، خودسازی و در نهایت، رسیدن به سعادت دنیا و آخرت برداریم.

نویسنده: دکتر نوید آرین / https://www.navidarian.com

منابع و مآخذ:
  • قرآن کریم
    Anderberg, R. H., et al. (2023). “Ghrelin and impulsivity: A neurocognitive study.” Journal of Neuroscience, ۴۳(۲), ۱۱۲-۱۲۵.
    Lally, P., et al. (2009). “How are habits formed: Modelling habit formation in the real world.” European Journal of Social Psychology, ۴۰(۶), ۹۹۸-۱۰۰۹.
    Mattson, M. P., et al. (2018). “Intermittent metabolic switching, neuroplasticity and brain health.” Nature Reviews Neuroscience, ۱۹(۲), ۸۱-۹۴.
    Yeniceri, E. (2024). “Ramazan ve Suç Oranları: İstanbul Üniversitesi Araştırması.” Türk Psikoloji Dergisi, ۳۹(۱), ۴۵-۶۲.
    Henderson, D. R. (1992). “The Market for Honesty.” The Concise Encyclopedia of Economics. Liberty Fund.
    United Nations Development Programme. (2025). Annual Report on Zakat and Philanthropy.
    Islamic Relief Worldwide. (2026). Ramadan Annual Report 2026.
    Emirates Red Crescent. (2026). Ramadan Campaign Report.
    UK Charity Commission. (2025). Muslim Giving in the UK: A Statistical Analysis.
https://jomhornews.com/vdciwzazrt1a3p2.cbct.html
نام شما
آدرس ايميل شما

سیدمحمد محسنی
تمرین عملی نه تمرین علمی یک مقدار دقت کنید
آخرین اخبار